پرهامپرهام، تا این لحظه 6 سال و 4 ماه و 3 روز سن دارد

پرهام گمپ گل مامان و بابا

پرهام مشهدی میشود

اول از همه عیدت مبارک کوچول موچول انگیزه ی زندگی من و بابایی ده روز پیش به همراه بابایی و مامان جون زهرا خانوم راهی مشهد شدیم البته جای آقاجون خیلی خیلی خیلی سبز بود عزیز دلم ما از طرف طبس حرکت کردیم و بعد از زیارت امام رضا به شمال و بعد هم تهران و قم و جمکران,ودر روز آخر اصفهان موندیم و روز پنج شنبه به شیراز بر گشتیم لطفا برای دیدن عکسهای مشت پرهام به ادامه مطلب بروید الهی مامان قربون خوابیدنت بشه,این عکس شکار لحظه بابایی هست   اینم عزیز و همدم کبوترای مامان جونن,وقتیکه کوچولو بودن مامان و باباشون از دست میدن و مامان جون اونارو به سر پرستی قبول میکنه ح...
23 خرداد 1393

شاپرک.عسلک.دلبرک وقاصدک مامان وبابا

ميلاد حسين نوگل زهراشده امشب گيتى ز رخش طور تجلا شده امشب ده مژده ى جانبخش بعالم ز قدومش زيرا كه در رحمت حق واشده امشب همه نازند تو عزیز همه لوسند تو ملوس همه شیرین تو شکر همه قندن تو عسل عسل مامان,این شازده کوچولو آقا پوریا نوه ی عمه جان مهناز خانوم بابایی هست,میشه پسر امیر آقا قدمش مبارک باشه نفس مامان این توپی که دسته, بابایی به یاد بچگیهای خودش واست خریده,واقعایادش بخیر و این توپ پشت سریت و دوتا توپ جلوییت هم از طرف صبا خانومی هست,دستش درد نکنه واسه ی تو بهترین و قشنگترین هدیه ی دنیاست ...
10 خرداد 1393

دندون نه و ده

دوتادندونای جدیدت هم مبارک گمپ گلم.ایشااله هیچ وقت خراب نشن الان دیگه چهارتا دندون بالا و چهارتا پایین از دندونای شیریت دراومده و دوتا هم دندون آسیایی در فک بالا خلاصه دهان قشنگت مروارید بارونه فندوق مامان ...
6 خرداد 1393

مرغداری پرهام

پرهام صدقی خبر نگار اعزامی ما به تعاونی مهر پرور شهر که برای دریافت سبد کالای خود به این مکان سفر کرده بود . دریافت که در این سبد ها جای مرغ و تخم مرغ خالی است . پرهام بعد از مدتی رایزنی و تلاش توانست با مسول محترم پخش کالا در شهر گفتگو یی داشته باشد این مقام مسئول در جواب خبر نگار اعزامی ما بیان کرد : با توافقی که با یکی از مرغ داری های اطراف انجام داده ایم قرار شده است برای هر فردی که در شهر سبد کالا تعلق میگیرد یک مرغ پرورش داده تا روزی سه تا تخم بگذارد پرهام گفت چرا سه تا ،مسول گفت پس چند تا ، پرهام گفت چهار تا ، یکی از مشتریان گفت چرا چهار تا ، پرهام گفت پس چند تا ، این موضوع تا مدتها ادامه پیدا کرد تا مردم در حالی که سبد بدون مرغ...
3 خرداد 1393

لغت نامه

جلد اول بابا......بابا مامان......ماما آب......آب تو تو......تو تو دَدَ......دَدَ بَ بَ......بَ بَ محمد......مَ مَ توپ......پِ لی لی......ل ل بده......بِ بِ صبا......بَبا داغ.......داغ غ بغل......بَ بَل بشین......بِسی قند......اَند بازی کردن......اووووووووو یاعلی.....عییییییی تَتی......تَ اَ اَ پیشی......پیسی جیش......جیس هاپو......هاپ یک دو سه......دُ اُ اُ  تِ اِ اِ هواپیما......بُ اُ اُ اُ اُ اُ دایی......دُ دُ آخ......اووخ کثیف......تِخ تِخ پرهام......پَ پَر نازنین......نانا فاط...
30 ارديبهشت 1393

واکسن

عزیزخوشگل مامان امروز به همراه مامان جون و بابایی رفتی واکسن بدو تولدت زدی توخیلی خوشخواب هستی همش خوابی با وجوداینکه واکسن زدی بازم شب تا صبح خوابیدی و مامان اذیت نکردی   اینم بابایی عاشقتووووونم ...
2 دی 1391

شب یلدا

  دنیادرطولانیترین شب سال پنجشنبه 30آذر91 ساعت22/30صدای گریه ات راشنید که به شکرانه این روز عزیزپیشانیم رابرخاک میگذارم وخدا راسپاس میگویم که چون تویی راآفریدـ چه خوب شدکه به دنیاآمدی وچه خوبترشدکه تمام دنیای ما شدی کوچولوی ما با وزن چهار کیلو و قد پنجاه و یک سانتیمتر به دنیا اومد کوچولوی نازم پرهامم عاشقتم مامان ریحانه میمیره برات   ...
8 خرداد 1393
1